تبليغاتX
××(( تنها بهار زندگي ام ))××
...××(( تقدیم به آنکه مهرش هیچگاه بر آستان دلم غروب نخواهد کرد ))××...

 

-عشق تجارت نیست... شکوفه دادن درختها، درخشیدن ستاره ها، اینها هیچکدام ربطی به کاسبی ندارند..نه لازم است پولی برای آنها بدهی نه کسی از تو چیزی مطالبه میکند ..پرنده ای که پشت در خانه ی تو می نشیند و نغمه ای خوش سر میدهد از تو تقاضای دریافت پاداش و تقدیر نامه نمیکند ..عشق نیز اینگونه رشد میکند..ببخش و منتظر پاداش در ازای بخشیدن عشق نباش....


-هر لحظه ی زندگی ات باید صرف عشق شود...در این صورت زندگی تبدیل به عبادت میشود و دیگر نیازی به جسنجوی خداوند نیست.زیرا خداوند خود به نزد کسی می آید که مزه ی عشق را چشیده است.

-عشق هیچگاه انسانی را از دنبال کردن افسانه ی شخصی اش باز نمیدارد.اگر چنین شود بخاطر آن است که عشق تو عشقی راستین نبوده..عشقی که به زبان جهانی سخن میگوید...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:12  توسط جواد و مریم/کپی برداری با ذکر منبع مجازه  | 

lovejandm.blogfa

-قسمتی از وقت آزادتان را به مطالعه درباره جنس مخالفتان بگذارید تا به نکات جالبی در مورد نوع تفکر و رفتار آنان دست یابید

-در زمینهای ورزشی بدنبال عشق گم کرده تان بگردید

-بعد از ظهر یک روز بارانی در پی گنج ویژه خودتان در یک موزه آثار باستانی با نامزدتان قرار ملاقات بگذارید

-در کلاسهای که به شما طرز زندگی با همسرتان را می آموزند شرکت کنید

-یک مهمانی با شرکت دوستانتان هم ردیف دانشگاهیتان ترتیب دهید و در آن مهمانی با مجردها برخورد بسیار خوبی داشته باشید

-اگر هم اکنون شخص خاصی در زندگیتان وجود ندارد از مادرتان بخواهید زمینه آشنایی شما را با فرزندان دوستانش فراهم آورد

-عشق قدیمیتان را دوباره بیاد بیاورید شاید بتوانید مشکلات را حل کنید و دوباره بهترین و ایده آل ترین ارتباط عاطفی را با او برقرار کنید

-در سخنرانیها با موضوعات متفاوت خصوصا آنهایی که در رابطه با زندگی زناشویی است حاضر شوید

-همانا عاشقان شیفتگانند

-رقصهای دسته جمعی را بیاموزید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:2  توسط جواد و مریم/کپی برداری با ذکر منبع مجازه  | 

تنه بر خاری من . ای گل بی خارم نزن

من به پای تو نشستم که چنین خار شدم

دل شکسته

غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگي اين نفساي آخره
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم
اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم
تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم
بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم
آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم
سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني
گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني
بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم
هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو

   دلم گرفته است

  به ايوان مي روم و انگشتانم را

 بر پوست كشيده شب مي كشم

   چراغهاي رابطه تاريكند

   چراغهاي رابطه تاريكند

   كسي مرا به آفتاب

 معرفي نخواهد كرد

   كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

  پرواز را به خاطر بسپار

     پرنده مردني است

            

این عشق بی سرانجام ، گم شد ولی چه ها کرد

دریایی دلم را ، مرداب بی صدا کرد

گفتم که خسته ام من ، یکجا قرار من نیست

چون شعله در خروشم ، آرامش دلم کیست

عشق تو را نخواهم ، پس عاشق که هستی

معبود از تو دور است ، خالی از عشق و مستی

قلبت شکسته آری ، چون قلب من شکستی

این انتقام عشق است ، نه اوج خودپرستی

مرداب غم رها کن ، بالی بزن به فردا

این انتهای عشق است ، جاری شدن به دریا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:5  توسط جواد و مریم/کپی برداری با ذکر منبع مجازه  | 

lovejandm.blogfa

گل من مریم من
قلبت را به خداوند سپار
آن همه تلخی وغم ، این همه شادی وایمانت را
گاهی از عشق گذر کن و دلت را بسپار
به خداوندی که خوب می داند گل من
سهم تو از دل چیست !
گاه دلتنگ شوی، گاه بی حوصله و سخت و غریب
زمانی را هم، غرق شادی و پر از خنده ی عشق
همه را ای گل ناز به خداوند سپار

خاطرت جمع عزیز
که عدالت خصلت مطلق اوست 
مریم نازم این بار چشم دل را واکن
دست رد بر دل هر غصه بزن
حرفهایت را گرم و آرام و بلند به خداوند بگو
عشق را تجربه کن

حرف نو را این بار از لب شاد چکاوک بشنو
قطره آبی بچکان بر کویر دل و بر بایر این عاطفه ها ... 
مریم من در این سال که پر از روز وشب است.
و پر از خاطره های تازه
چشم دل را نو کن
و شبیه شب و شبنم غرق موسیقی باش
لحظه ها می گذرند
تند و بی فاصه از هم ....
مثل آن لحظه که دیروز شد و مثل آن روز
که انگار گلم هرگز از ره نرسید
آری ای خوب قشنگ
 زندگی آمدن و رفتن نیست
خاطره ها هستند گاه شیرین وگاهی تلخ و غریب
بهتر آنست که در روز جدید
فکر را نو بکنیم
عشق را سر بکشیم
بنشانیم سر سفره نور
خانه اش را بتکانیم و سپس
هر در و پنجره را سوی چشمان خدا وا بکنیم
روز نو آمده است.
و بهار هم امسال مثل هر سال از آغوش خدا می روید
کاش این بار گلم .
با دل گرم زمین عهد بندیم دگر
قدر بودن ها  را خوب تر میدانیم
فاصله بسیار است بین  خوبی وبدی می دانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 2:28  توسط جواد و مریم/کپی برداری با ذکر منبع مجازه  | 

سلام عزیزان امروز یه روز استثناییه

روز تولد عزیزمه

اینم کیک تولدت عزیزم حالا  شمع هارو فوت کن

هزار سال زنده باشی

کادوی تولدت یه آسمون شاپرکه 

نامه تبریک من تو دستای قاصدکه

من همیشه یادتم منو فراموش نکنی

عزیزم بانمکم تولدت مبارکه

کادوی خودم

:  این اولیشه البته

:اینم دومیش

تولدت مبارک فدات شم

بزنید سازو به افتخار جواد عزیزم

گروه رقص اومدن به افتخارشون

حالا چند تا عکس یادگاری با هم میندازیم

 

حالا یه عکس تکی از جواد

خیلی خوشگل شدی عزیزم

یه بار دیگه تولد قشنگتو بهت تبریک میگم

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 12:35  توسط جواد و مریم/کپی برداری با ذکر منبع مجازه  |